سلطان محمد مطربي سمرقندي

619

تذكرة الشعراء ( فارسي )

و اين رباعى نيز ، از گفتار درربار شكرنثار ايشان است : رباعى : گر مى بخورى به همدمى مىارزد * ور ترك كنى به بىغمى مىارزد از پير خرابات چو پرسيدم گفت * يك قطرهء او به عالمى مىارزد [ « 254 » ] [ قتيلى ميانكالى ] [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] قتيلى ، تخلّص لطيف جناب معالىنصاب افاضت انتساب ، جامع الفروع و الاصول و حاوى المعقول و المنقول ، مولانا عبد الحىّ است . ملازمان مولانا از علماى اعلام و از فضلاى عالىمقام افاضت انجام زمانند . تولّد در ولايت ميانكال نموده ، مدتى مديد در سمرقند و بخارا ، به خدمت علماى رشيد رسيده ، كسب فضايل نموده خوان افاده ، بر اهل استفاده گسترانيده ، به منطق شيرين و كلام نمكين ، طلّاب را مستفيد گردانيده ، مشكات قلوب ايشان را ، از مصباح حديث مطلوب و مصباح شمايل مرغوب منوّر مىگردانند و نزد سلاطين زمان و خواقين دوران ، معزّز گرديده‌اند و در زمان سلطنت خاقان جنّت‌مكان ، عبد اللّه خان ، جناب صدر شهيد ، قل بابا كوكلتاش ، ايشان را ، به

--> ( 254 ) . ابو الحىّ يا عبد الحىّ قتيلى ميانكالى بخارايى كه برخى او را سمرقندى دانسته‌اند ، از دانشمندان و عالمان بنام زمان خود بوده است . از تاريخ تولد وى اطلاعى در دست نيست ، ولى نوشته‌اند كه وى در حدّت طبع و سرعت فهم و سخندانى و خوش‌خويى معروف بوده و در مدرسهء شاه بيك خان ، تدريس مىكرد و شاگردان بسيار داشت و به قول مطربى ، تا 1013 قمرى زنده بوده است : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 590 كه او را ابو الحى قتيلى سمرقندى معرفى كرده و گويا با قتيلى بخارايى كه در دستگاه عبد العزيز خان تقرب داشته و غزل مىسروده و در ص 657 همين جلد معرفى شده يكى است ؛ صبح گلشن ، ص 330 ؛ قاموس الاعلام ، 5 / 3603 ؛ الذريعه ، 9 / 3 / 876 كه به‌عنوان : قتلى آورده ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ، برگ 323 ؛ صحف ابراهيم ، برگ 247 ( ش 29 ) ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 739 .